حاج ملا هادي السبزواري
378
شرح مثنوى
اَلتَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيه ، فِيه رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَالله يُحِبُّ اَلْمُطَّهِّرِينَ . * ( أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى تَقْوى مِنَ الله وَرِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِه فِي نارِ جَهَنَّمَ وَالله لا يَهْدِي اَلْقَوْمَ اَلظَّالِمِينَ . لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ اَلَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ 9 : 108 - 110 ( 1 ) . سبب نزول اين آيات آن بود كه بنى عمرو بن عوف ، مسجدى بنا كرده بودند ، كه آن را مسجد قبا مىگفتند . و حضرت پيغمبر ( ص ) در آن نماز كرده بود در اوقات اقامتش به قبا . و جمعى از مسلمين كه اهل نفاق بودند ، حسد بردند و مسجدى بنا كردند ، كه ما حاضر نمىشويم جماعت محمد ( ص ) را . و خواهش كردند از حضرت ، كه آن جا نمازى بگزارند . حضرت مصمّمِ تبوك بود . وعده داد به هنگام مراجعت . و چون از تبوك مراجعت فرمود ، اين آيات نازل شد . يعنى : كسانى كه بنا كردهاند مسجد نفاقى از جهت ضرر مؤمنين اصحاب مسجد قبا ، و تقويت كفر نهانىِ خود ، و تفريق مجتمعين در مسجد قبا ، و ترصد و چشم داشت مر كسى را كه محارب خدا و رسول بوده است - كه ابو عامر راهب بوده ، كه چشم داشتند كه از شام مراجعت كند امامت نمايد براى ايشان - و هر آينه قسم مىخورند كه : اراده نداريم مگر خصلت حُسنى را - كه نماز و ذكر و توسعه بر مصلين . و خداى تعالى شهادت مىدهد بر كذب آن منافقين ، و مىفرمايد كه : اى پيغمبر نماز مكن در آن مسجد نفاق هرگز هر آينه مسجد قبا - كه بناى او شده بر پايهء تقوى از اوّلِ وجودش ، سزاوارتر است كه اقامهء نماز كنى در آن ، كه در آن مردانى هستند كه دوست دارند كه متطهّر باشند - از پليدى ظاهر به آب و از پليدى گناهان به توبه - و خدا دوست دارد متطهرين را . « أ فمن اسس بنيانه . . . » : آيا كسى كه گزارده بنيان دينش را بر پايهء محكم تقوى و مرضات خدا - جلّ جلاله - بهتر است يا كسى كه گزارده بنيان دينش را بر پايهء واهى باطل و ضلال و نفاق ؟ مانند كسى كه پايهء بنايى را بگذارد بر لب واديى كه مسيل آب باشد و سست و شوره ناك . و معلوم است كه آن بناى حباب آسا چقدر بقا خواهد داشت . و البته هاوى و ساقط خواهد شد در هاويه . و « اَلشَّفا » : اَلشَّفير . و « جُرفُ الوادى » : جانِبُه . و « الهار » : الضَّعيفُ السّاقِطُ فَانهارَ : انهَدَمَ وَسالَ . پس اهل باطل هم ساقطند در نار جهنم ، و خدا هدايت نمىكند ظالمين را . و هميشه اين بنايى كه بنا كردهاند ، سبب شك و زيادتى نفاق است در دلهاى ايشان ، مگر آن كه قطع شود آن دلها ، به حيثيتى كه قابليت شك و اخفاء كفرِ نفاق هم نماند . و خدا عليم است به ضماير همه ، و حكيم در امر به هدمِ آن مسجدِ نفاق . ( ( 2851 ) ) مىنمودى مكر ايشان پيش او * يك به يك ز ان سان كه اندر شير مو ن 335 1 - ك 122 42 مىنمودى مكر ايشان پيش او : در بعض نسخ : « مىنمودى مكر ايشان را به او » . و بنا بر اين نسخه
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيات 107 تا 110 . .